جناب آقای دكتر محمود احمدی نژاد اعلام كرده اند، قصد دارند برای وزارت راه و ترابری وزيری معرفی نكنند و اين وزارتخانه را در ديگر وزارتخانه های دولت ادغام كنند....![]()
خسرو معتضد در روزنامه قدس نوشت:
جناب آقای دكتر محمود احمدی نژاد اعلام كرده اند، قصد دارند برای وزارت راه و ترابری وزیری معرفی نكنند و این وزارتخانه را در دیگر وزارتخانه های دولت ادغام كنند.
ظاهراً این طور كه این جا و آن جا گفته می شود و ای كاش گفته نمی شد، این واكنش آقای رئیس جمهور به استیضاح وزیر راه و ترابری است.
نویسنده از روی دلسوزی و بدون هیچ گونه نظر موافق یا مخالفی، مسائلی را كه در آینده پیش خواهد آمد به اطلاع می رسانم. باشد كه افكار عمومی و خود آقای رئیس جمهور و مشاوران محترم نامبرده كه این راه حل را پیش پای وی گذاشته اند، قضاوت كنند و كمی در این جور تصمیم گیریهای مخاطره انگیز شتاب نكنند.
1- وزارت راه و ترابری در گذشته های دور؛ یعنی از صدر مشروطه خود بخشی از وزارت فواید عامه بوده است كه سابقه وزارت فواید عامه به عصر ناصرالدین شاه می رسد و اگر اشتباه نكنم حسینقلی خان معین الوزار ملقب به حاجی واشنگتن كه لقب صدر السلطنه هم به او داده شد، در اواخر دوران سلطنت ناصرالدین شاه وزیر فواید عامه شد كه آدم پخمه و بیكاره ای بود و فقط شعر می سرود و اشعارش هم بسیار سست بود.
حتی در وزارت یادشده اداره ای به نام راه و طرق پیش بینی نشده بود و اولین راه های ایران را شترها و قاطرها با جا پاهای خود ساختند و فقط در اواخر عصر ناصری یك كمپانی روسی قراردادی بست كه راه شوسه تهران- قزوین- رشت- انزلی را برای تسهیل رفت و آمد كاروانهای تجاری روس و درشكه های پستی بسازد. نگاهی كه به كتاب گنج شایگان جمال زاده و كتاب ایران از نفوذ مسالمت آمیز تا دست نشاندگی ویلهلم لیتن، دیپلمات آلمانی مقیم ایران در سالهای اولیه قرن بیستم بیفكنید همینطور تاریخ اقتصادی ایران چارلز عیسوی.
در ایران تا سالها از راه سازی خبری نبود. چند سال بعد كه احداث راه ضرورت یافت، اداره طرق پدید آمد كه از وزارت فواید عامه منشعب شده بود. اداره طرق اول اداره بود بعد اداره كل طرق شد سپس با لزوم احداث راه ها و نیز با توجه به كشیدن راه آهن سراسری نام و تشكیلات آن به وزارت طرق و یكی دوسال بعد به وزارت راه تبدیل شد.
پس از مدتی لزوم احداث بنادر پیش آمد و در سال 1303خوزستان كه انگلیسی ها آن را از ایران منتزع كرده بودند، تحت حاكمیت كشور قرار گرفت. پرت (بندر) انزلی نیز در سال 1307 به كشور اعاده شد و روسها بار خود را بستند و از آن جا رفتند.
بنگاه و سپس سازمان بنادر و كشتیرانی تأسیس شد كه بعداً كشتیرانی دولتی ایران جزو وزارت بازرگانی شد، اما بنادر و كشتیرانی كه بعداً نام آن بنادر و دریانوردی شد، همچنان جزو وزارت راه باقی ماند.
وزارت راه در اواخر رژیم سابق، وزارت راه و حمل و نقل شد كه واژه ایرانی ترابری را به جای حمل و نقل گذاشتند. از وقتی هم كه ایران وارد عصر هوانوردی شد، اداره هواپیمایی كشور و فرودگاه ها و تأسیسات آن ها به وزارت راه واگذار شد.
مدتی هم دعوایی بود بر سر این كه وزارت راه یا وزارت جنگ سازمان هواشناسی را زیر چتر خود بگیرد كه سالها استاد بزرگوار جناب آقای دكتر محمد حسن گنجی، جغرافیدان و هواشناس بزرگ كشور معاون وزارت راه و مدیرعامل سازمان هواشناسی كشور بود.
حالا اگر آقای رئیس جمهوری بخواهد از شر وزارت راه و ترابری آسوده شود و های مجلسیان را با هوی جواب دهد می تواند یك وزارت زمین پیمایی، یك وزارت حمل و نقل، یك وزارت هواپیمایی و حتی فضانوردی چون می خواهیم از فردا فضانورد به آسمان بفرستیم و یك وزارت دریانوردی درست كند.
ادغام وزارت راه و ترابری با آن همه تشكیلات و تأسیسات انجام شدنی نیست و مشكل آفرین است. البته می توان هواپیمایی و فرودگاه ها را به نهاد دیگری سپرد، بنادر هر استان را به استانداری سپرد، راه آهن را زیر نظر نهاد ریاست جمهوری قرار داد؛ مثل سازمان نقشه برداری كشور، راه سازی را هم به شركت های خصوصی كه تره برای كسی خرد نمی كنند و اگر سایه دولت بر سرشان نباشد هم از مصالح، هم از طول و عرض و هم از همه چیز كش می روند ، سپرد.
بنده چون به آقای رئیس جمهور علاقه دارم، خدمتشان عرض می كنم حضرت علی(ع) می فرمایند: بزرگترین كار برای مؤمن كظم غیظ؛ یعنی فروبردن خشم است.
ایشان از كنار كسانی كه استادشان را فرستاده اند خانه، بگذرند.
خداوند در آخرت داوری خواهد كرد كه وزیر راه و ترابری سابق خوب كار كرده است یا هزار مشكل سر راهش بوده است و فرضاً آمریكا و اروپا حرفش را نمی خوانده اند كه هواپیمای نو تحویل ایران بدهند.
بالا غیرتاً از فكر ادغام وزارت راه وترابری منصرف شوید و علاج دردها را در جاده های دیگری بیابید.